تبلیغات
فارغ التحصیلان انجمن اسلامی هنرستان فنی بوربور - سهام خیام، پرتاب سنگ

سهام خیام، پرتاب سنگ

در خرداد ماه 1359 سهام با معدل بیست در کلاس پنج قبول شد و پدرش او را در کلاس اول راهنمایی ثبت نام کرد. سهام آماده رفتن به مدرسه بود که دشمن جنگ را آغاز کرد و به خوزستان هجوم آورد. مدارس هویزه، به دنبال این هجوم، مثل بسیاری از مدارس دیگر نواحی خوزستان تعطیل شد.

سهام که از تعطیلی مدارس افسرده و ناراحت شده بود وقتی با توهین سربازان عراقی در کنار رودخانه روبه رو شد نتوانست جلوی عصبانیت خود را بگیرد و شروع کرد به فریاد کشیدن و پرتاب سنگ  به طرف نیروهای اشغالگر که در کنار رودخانه بودند. مادر سهام در این باره میگوید:

سهام یک روز بعد از اشغال هویزه توسط عراقی ها، بعد از ظهر از منزل بیرون رفت و در کنار رودخانه متوجه شد که اسلحه های پاسگاه ژاندارمری هویزه را غارت می کنند و به غنیمت می برند. سهام سراسیمه به خانه برگشت و گفت نباید بنشینیم! همه باید مبارزه کنیم این را گفت و به سمت دشمن حمله کرد. همانطور که به طرف اشغالگران سنگ پرتاب می کردمی گفت مثل این است که دارند اسباب خانه مارا می دزدند و می برند. من به سهام گفتم دختر تو که پسر نیستی! آرام باش ممکن است تورا بکشند! قبل این صحبت ها مردم محله و همسایه هایی که در کنار رودخانه بودند به من گفتند مواظب دخترت باش. ممکن است کشته شود اما سهام با خشم گفت: بگذار مرا! این جنگ واجب است. همانطور که به سربازان عراقی سنگ می زد و مرگ بر صدام و بروید گم شوید میگفت رو به ما کرد و گفت باید همه متحد شویم و جنگ کنیم.

سهام به سوی سربازانی که داخل پاسگاه ژاندارمری بودند موضع گرفته بود سنگ پرتاب می کرد. یکی از نیروهای دشمن فرمان داد که سهام را با تیر بزنند . او گفت این دختر را بزنید از دیروز خیلی مارا اذیت کرده است.

زنان محله که جان سهام را در خطر دیدند هر طور بود او را از لب رودخانه فراری داده وبه خانه بردند.





موضوع:
[ دوشنبه 5 خرداد 1393 ] [ 01:14 ب.ظ ] [ محمدمهدی رحیمیان ]