تبلیغات
فارغ التحصیلان انجمن اسلامی هنرستان فنی بوربور - تفأل یک منتقد به فال حافظ

تفأل یک منتقد به فال حافظ


چنین حکایت کرده اند راویان شیرین سخن و طوطیان شکرشکن که روزی منتقدی که از مذاکرات شیخ حسن همی لرزندی و از کردار شیخ به تنگ آمدندی, خواستندی انتقادی کنندی و ازین رو به حافظ تفألی زنندی و حافظ در تفألش چنین بدو گفتندی که :

تفأل یک منتقد به فال حافظ

گفتم غم تو دارم ...         گفتا به جهنم ...
گفتــم ز مـــهـــرورزان رسم وفـا بیـامـوز          گفـتــا بـرو جــهـنـم راه دگـر نـدارد
گفتــم کـه تیتر یـکّی در سایتی چون یاهو         گفتا که راست گویی؟ آخ جون او درآمد
گفتم که من می لرزم از جان کری و اشتون         گفتا که ای ترسو، اونها که ترس ندارند
گفتــم توافقـا چـی؟ من از اونـا می ترسـم         گفتــا که به جهنم حرف دگر ندارم
گفتــم زبان تندت کـی عـزم صـلـح دارد؟         گفتــا جهنم آنجاست ربطی به تو ندارد
گفتــم چرا جهنم؟ آنجا که گرم و داغ است         گفتـا جهنم است خب چون و چرا ندارد
گفتــم کـه ای حافـظ، منتـقـدی تـو الآن؟         گفتـا غلـط کنـم من، حرف دگـر ندارم


منبع:sayberi174.persianblog.ir




موضوع:
[ چهارشنبه 29 مرداد 1393 ] [ 08:09 ق.ظ ] [ محمدمهدی رحیمیان ]